سپید

My thoughts

برچسب: History

  • شام با استیون هاوکینگ

    شام با استیون هاوکینگ

    از Peter Reuell’s My dinner with Dr. Hawking

    در آوریل ۲۰۱۶ یه مهمونی شام تو خونه یکی از استادای هاروارد برگزار شد. استیون هاوکینگ هم اونجا بود. یه جمع ۷۰ نفری از دانشجوها و اساتید اومده بودن. همه فکر می‌کردن هاوکینگ درباره فیزیک یا سیاه‌چاله حرف می‌زنه 🙂 ولی به جاش یک خاطره از دوران جوونی اش گفت.

    سال ۱۹۶۲ بود که لیسانسم رو گرفتم و با یه بورس کوچک گفتم برم سفر، هرچه دورتر برم شانس بیشتری برای گرفتن بورس دارم. پس ایران رو انتخاب کردم و با یه دوست از آکسفورد راه افتادیم، رفتیم استانبول، بعد با قطار رفتیم ترکیه، بعد سوار اتوبوس شدیم و اومدیم ایران، از تبریز رفتیم تهران و بعد هم کویر مرکزی!

    توی راه برگشت، گیر افتادیم توی زلزله بویین‌زهرا، یه زلزله بزرگ ۷.۱ ریشتری که بیش از ۱۲ هزار نفر رو کشت، حتماً نزدیک کانون زلزله بودم ولی اصلاً نفهمیدم چون مریض بودم و اتوبوس توی جاده‌های ناهموار ایران می‌پرید.1 تا رسیدیم استانبول تازه فهمیدیم چه خبره، اونجا یه کارت پستال برای پدر و مادرم فرستادم که ۱۰ روز بود نگران بودن چون آخرین چیزی که شنیده بودن این بود که روز زلزله رفتم سمت منطقه‌ای که زلزله اومده.

    ولی با همه اینا خاطرات خوبی از ایران دارم و دوست دارم یه روز دوباره برم اونجا، خوشحالم امشب کنار شما هستم و حالا هم به قول خود ایرانیا: “نوش‌جان!

    در حالی که دارم این پست رو می‌نویسم، هنوز باورم نمیشه که هاوکینگ با بورسیه آکسفورد اومده ایران 🙂

    1. غم‌انگیزه که بعد از این همه سال، هنوز جاده ها توی ایران همونطوری هستن 🙁 ↩︎