دو باگ به شدت خطرناک (SQL Injection و Remote Code Execution) در وردپرس های قبل از نسخه 7.0.2 پیدا شده!
اگه وردپرس قدیمی دارین، هرچه سریعتر به نسخه 7.0.2 ارتقا بدین.
My thoughts
دو باگ به شدت خطرناک (SQL Injection و Remote Code Execution) در وردپرس های قبل از نسخه 7.0.2 پیدا شده!
اگه وردپرس قدیمی دارین، هرچه سریعتر به نسخه 7.0.2 ارتقا بدین.

ادیسه نولان برخلاف پیشبینی های اولیه و عمده نظرات کابرهای توییتر که فیلم رو شکست خورده میدیدن، بهترین اثر نولان شناخته شده در بین اهالی سینما.
حالا من که خودم هنوز فیلم رو ندیدم 😥 و باید صبر کنم نسخه وب اش بیاد، ولی طبق چیزی که دوستان گفتن، آگاممنون کلا 5 دقیقه توی فیلم حضور داره، اما فقط مشغول aura farming1 هستش :))
همچنین بازی تام هالند بسیار تحسین شده! فراتر از رابرت پتینسون و بقیه بازیگر ها.

I don’t know how we can be so indifferent, so ignorant, so oblivious, while the south of my country—my province, cities next to mine—is being bombed and destroyed, and yet I cannot see any action being taken, as if we don’t exist or simply aren’t worth considering. 🙁
This feeling of powerlessness just drains the life out of people. I look around and watch my friends slowly become pale shadows of their former, vibrant selves. They smile, just like Mo Salah1, but inside they’re hollow, carrying a universe of lost hopes and quiet sorrow. As for me, I fight it day and night. These thoughts creep in, trying to snuff out the last remnants of hope and the future I still dare to imagine. But then I tell myself: “Push forward”. I repeat it constantly—through every scenario, every defeat. Because I cannot accept this defeat. If I do, it’s over, it’s the end for me.
Image by Razieh Poudat, ISNA

515 سال پیش از میلاد، داریوش یکم، پادشاه هخامنشی، فرمان داد که کاخ آپادانا را بسازند و همچنین دستور ساخت 4 لوح (2 طلا و 2 نقره) داد تا نام پادشاهان، نام حکومت هخامنشی، ویژگیهای ایران و وسعت قلمرو حکومت هخامنشی در آن زمان را بر روی آن لوحها بنویسند.
سپس هر لوح طلا را به همراه یک لوح نقرهای، تعدادی سکه و … در جعبه های سنگی قرار دادند و آن ها در کنار زیرستون های کاخ آپادانا خاک کردند.
— Fast Forward to the Contemporary Era —
در سال 1361، فردی به نام نصرتالله معتمدی، مدیر موزه ملی ایران میشه و 2 عدد از لوح های هخامنشی رو میدزده! کسی متوجه نمیشه، تا سال 1377 که شاهرخ رزمجو (باستان شناس) به ناپدید شدن 2 لوح هخامنشی پی میبره.
پس از کلی تحقیق و بازپرسی های آگاهی، متوجه میشن زمانی که معتمدی مدیر موزه ملی بوده، 2 تا از لوح ها رو دزدیده و وقتی دستگیرش میکنن فقط لوح نقره رو پس میده ولی خبری از لوح طلا نیست! چون لوح طلا رو آب کرده و با پولش یک پیکان خریده.

Down by the river by the boats
Where everybody goes to be alone
Where you won’t see any rising sun
Down to the river we will run
When by the water we drink to the dregs
Look at the stones on the river bed
I can tell from your eyes
You’ve never been by the riverside

از Peter Reuell’s My dinner with Dr. Hawking
در آوریل ۲۰۱۶ یه مهمونی شام تو خونه یکی از استادای هاروارد برگزار شد. استیون هاوکینگ هم اونجا بود. یه جمع ۷۰ نفری از دانشجوها و اساتید اومده بودن. همه فکر میکردن هاوکینگ درباره فیزیک یا سیاهچاله حرف میزنه 🙂 ولی به جاش یک خاطره از دوران جوونی اش گفت.
سال ۱۹۶۲ بود که لیسانسم رو گرفتم و با یه بورس کوچک گفتم برم سفر، هرچه دورتر برم شانس بیشتری برای گرفتن بورس دارم. پس ایران رو انتخاب کردم و با یه دوست از آکسفورد راه افتادیم، رفتیم استانبول، بعد با قطار رفتیم ترکیه، بعد سوار اتوبوس شدیم و اومدیم ایران، از تبریز رفتیم تهران و بعد هم کویر مرکزی!
توی راه برگشت، گیر افتادیم توی زلزله بویینزهرا، یه زلزله بزرگ ۷.۱ ریشتری که بیش از ۱۲ هزار نفر رو کشت، حتماً نزدیک کانون زلزله بودم ولی اصلاً نفهمیدم چون مریض بودم و اتوبوس توی جادههای ناهموار ایران میپرید.1 تا رسیدیم استانبول تازه فهمیدیم چه خبره، اونجا یه کارت پستال برای پدر و مادرم فرستادم که ۱۰ روز بود نگران بودن چون آخرین چیزی که شنیده بودن این بود که روز زلزله رفتم سمت منطقهای که زلزله اومده.
ولی با همه اینا خاطرات خوبی از ایران دارم و دوست دارم یه روز دوباره برم اونجا، خوشحالم امشب کنار شما هستم و حالا هم به قول خود ایرانیا: “نوشجان!“
در حالی که دارم این پست رو مینویسم، هنوز باورم نمیشه که هاوکینگ با بورسیه آکسفورد اومده ایران 🙂

امروز اکانت توییتر سپید رو ساختم. البته هنوز نمیدونم چه مطالبی رو باید توییت کنم 🙂
فعلا برای نوشته های کوتاه یا ریتوییت ازش استفاده می کنم.
اگه پیشنهادی دارین بهم بگین 3>

فکر نکنم افراد زیادی با کلید میانبر Alt+0151 آشنا باشن1 (ممکنه نویسنده ها بدونن این رو) ولی من ازش برای اضافه کردن اِم دَش (—) استفاده میکنم. بهخصوص وقتی میخوام “مکث کردن” رو در یک متن به خواننده منتقل کنم.
Example:
Learning English is relatively easy if you stay consistent.
Learning English is relatively easy — if you stay consistent.
برخلاف جمله اول که خواننده بدون مکث جمله رو میخونه — در جمله دوم، خواننده بعد از easy مکث می کنه و چیزی که خونده رو پردازش میکنه و بعدش ادامه جمله رو میخونه.
کاربر دیگه em-dash در انگلیسی Appositive (که در فارسی بهش میگیم میانجمله و با دو ویرگول نوشته میشه) است.
مثال فارسی:
سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، در شیراز متولد شد.
Example:
William Shakespeare — the great English poet — was born in Stratford-upon-Avon in 1564.
حالا ترسم از استفاده کردن em-dash چیه؟ هوش مصنوعی!
در اکثرا جمله ها و متن هایی که هوش مصنوعی ها تولید میکنن، استفاده از em-dash به طرز عجیبی زیاده و همین باعث شده خیلی از نویسنده ها به خاطر ترس از “تهمت استفاده از هوش مصنوعی”، دیگه از “ام دش” استفاده نکنن یا کمتر استفاده کنن.
البته این ترس رو فقط من ندارم. خیلی از نویسنده های غیرحرفه ای (مثل افرادی که پست بلاگ مینویسن یا توییت میزنن) هم این ترس رو دارن. کافیه سرچ کنین: fear of using em dash because of AI و نتایج گوگل و ردیت رو ببینین.2