سپید

My thoughts

  • FOEM: Fear Of Em Dash

    FOEM: Fear Of Em Dash

    فکر نکنم افراد زیادی با کلید میان‌بر Alt+0151 آشنا باشن1 (ممکنه نویسنده ها بدونن این رو) ولی من ازش برای اضافه کردن اِم دَش (—) استفاده می‌کنم. به‌خصوص وقتی می‌خوام “مکث کردن” رو در یک متن به خواننده منتقل کنم.

    Example:

    Learning English is relatively easy if you stay consistent.

    Learning English is relatively easy — if you stay consistent.

    برخلاف جمله اول که خواننده بدون مکث جمله رو می‌خونه — در جمله دوم، خواننده بعد از easy مکث می کنه و چیزی که خونده رو پردازش می‌کنه و بعدش ادامه جمله رو می‌خونه.

    کاربر دیگه em-dash در انگلیسی Appositive (که در فارسی بهش می‌گیم میان‌جمله و با دو ویرگول نوشته میشه) است.

    مثال فارسی:

    سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، در شیراز متولد شد.

    Example:

    William Shakespeare — the great English poet — was born in Stratford-upon-Avon in 1564.

    حالا ترسم از استفاده کردن em-dash چیه؟ هوش مصنوعی!

    در اکثرا جمله ها و متن هایی که هوش مصنوعی ها تولید می‌کنن، استفاده از em-dash به طرز عجیبی زیاده و همین باعث شده خیلی از نویسنده ها به خاطر ترس از “تهمت استفاده از هوش مصنوعی”، دیگه از “ام دش” استفاده نکنن یا کمتر استفاده کنن.

    البته این ترس رو فقط من ندارم. خیلی از نویسنده های غیرحرفه ای (مثل افرادی که پست بلاگ می‌نویسن یا توییت میزنن) هم این ترس رو دارن. کافیه سرچ کنین: fear of using em dash because of AI و نتایج گوگل و ردیت رو ببینین.2

    1. خودم هم جدیدا باهاش آشنا شدم. قبلش em-dash رو سرچ می‌کردم و از روی نتایج گوگل کپی اش می‌کردم 🙂 ↩︎
    2. برایان فیلیپس در پستی در مورد همین موضوع و شرم‌آور کردن استفاده از em-dash توضیح خوبی رو نوشته. میگه این قضیه که خط تیره رو پرچم هوش مصنوعی کردن، هم غلطه، هم داره به یکی از مفیدترین ابزارهای نویسندگی آسیب می‌زنه. میگه هوش های مصنوعی از روی کتاب‌های نویسنده ها (که اکثرشون رو هم دزدیدن) یاد گرفتن که از خط تیره استفاده کن. پس استفاده‌ی اونا از em-dash، نشونه‌ی AI-written بودن متن نیست، بلکه نشونه‌ی وابستگی هوش مصنوعی به همون نویسنده ها و کتاب هایی است که این همه سال داشتن از خط تیره استفاده می کردن! (که اختراع خودِ نویسنده ها بوده) ↩︎

  • حقوق مالکیت فردی

    حقوق مالکیت فردی

    شرکت سونی رسما اعلام کرد که تا سال 2028 دیگه هیچ دیسک بازی رو منتشر نمی کنه و خرید بازی فقط از طریق مارکت های آنلاین انجام می‌شن.

    به عبارت دیگه، 80 دلاری که پلیر ها هزینه می‌کنن، برای خودِ بازی نیست، بلکه برای لایسنس استفاده از اون بازیه! و سونی هر وقت هم بخواد می‌تونه اجازه بازی کردن رو از پلیر بگیره. همینقدر وحشتناک 🙁

    به نظرم این رفتار سونی باعث میشه در آینده اکثرا به سمت PC یا سایر کنسول های دیسک خور مهاجرت کنن.

  • Don’t cry because it’s over, Smile because it happened

    Don’t cry because it’s over, Smile because it happened

    توی زندگی، خیلی از آدما (از جمله من) بعد از هر اتفاق ناراحت کننده ای غرق در غم، فکر و “سیاه چاله ای از تنهایی” می‌شن.

    وضعیتی شبیه “Loneliness of Too Much Time”، که حس می‌کنی زمان متوقف شده، ولی برای تو نه! دنیا فریز شده، ولی تو حس نمی‌کنی و در یک جهان ایستا در حال قدم زدن هستی. مدام تلاش می‌کنی که از سیاه چاله خارج بشی، فراموش کنی یا چیزی رو حس کنی، اما موفق نمیشی 🙁

    زمان، ممکنه به تدریج کاری کنه که اصلا یادت بره توی سیاه چاله هستی، اما ممکنه فقط باعث بشه ثانیه های بیشتری به سیاه چاله نگاه کنی.

    در این وضعیت آشفته، یاد یک جمله از دکتر زوس1 افتادم: “به خاطر اینکه تموم شد گریه نکن، به خاطر اینکه پیش اومد لبخند بزن“.

    این جمله خیلی جا ها بهم کمک کرد، هر وقت یادش می‌افتم کلا متوجه میشم اون سیاه چاله کلا وجود نداشته! و من اطرافم رو فقط اونطور تصور می‌کردم. غم، همیشه بعد از دوره ای از خوبی ها رخ میده و هنر اصلی زندگی اینه که غم رو هم بخشی از زندگی بدونیم. مثل فیلم های درام که رولر کوستری از خوبی و غم هستن. غمِ بعد از دوره خوشی رو نباید بولد کرد، چون باعث میشه خوشی ها فراموش بشن. “لبخند بزن به خاطر اینکه رخ داد” و به خوبی ها و خوشی های رخ داده فکر کن.

    البته من هیچ وقت نتونستم غم ها رو فراموش کنم یا حذفشون کنم. اما به تدریج تونستم باهاشون کنار بیام، نسبت بهشون بی حس بشم و به عنوان بخشی جدانشدنی از زندگی بپذیرمشون.

    1. از Atkin’s Bookshelf’s Famous Misquotation:
      این نقل قول رو من این همه سال از دکتر می‌دونستم، در صورتی که در موردش تحقیق کردم و متوجه شدم که این نقل قول، ترجمه بخشی از شعر Bright Days از یک شاعر آلمانی به نام Ludwig Jacobowski هستش ↩︎

  • Talking about dodging a bullet

    Talking about dodging a bullet

    The only known photo of Stuart Townsend as Aragorn (from The Lord of the Rings) is on the left. He was replaced by Viggo Mortensen only two days into production because Peter Jackson felt he looked too young and was a terrible horseman. 🙂

  • Yearning

    a tender or urgent longing; missing someone or something.

  • برای ما منفی 50 درصد

    برای ما منفی 50 درصد

    از George Michaelson’s post on Google IPv6 record

    داده های جدید گوگل نشون میده، که تعداد کاربر هایی که با استفاده از IPv6 به اینترنت وصل شدن به 50 درصد رسیده و استفاده از ورژن 6 داره بیشتر از ورژن 4 میشه. البته توی مقاله اشاره شده که این آمار توی همه کشور ها یکسان نیست، مثلا هند، ویتنام و غیر آمار خیلی پایین تری دارن، ولی خب حداقل یک آماری دارن 🙂

    برای ما منفی 50 درصده!

    هیچ کدوم از اپراتور های اینترنت ایران IPv6 رو پشتیبانی نمی کنن! که به نظرم دو دلیل داره، یکیش زیرساخت کند و فرسوده است و مورد دوم رو هم که همه می‌دونن 🙂

  • Now I am become death

    Now I am become death

    از The Grammarphobia Blog: Now I am become Death

    معروف ترین جمله ای که اوپن هایمر گفته این جمله است:

    Now I am become Death, the destroyer of worlds

    ولی خب به نظر اشتباه میاد، چون I am become در انگلیسی مدرن اشتباهه، و باید از I have become استفاده بشه.

    دلیل اش اینه که “I am become” یک ساختار بسیار قدیمی در زبان انگلیسی است. در گذشته، برخی فعل‌ها به جای استفاده از فعل کمکی have، با be صرف می‌شدند. مثلا:

    “The prince is arrived” in archaic English is the same as “The prince has arrived” in modern English.

  • Backrooms, Kane Parsons

    Backrooms, Kane Parsons

    idol جدیدم رو پیدا کردم 🙂

    کِین پارسُنز. در سن 20 سالگی، تونسته بهترین فیلم استودیو A24 رو بسازه. تازه قبل از این فیلم اصلا فیلم ساز هم نبوده! یک چنل یوتیوب داشته کلا و در کنارش موسیقی رو هم حرفه ای دنبال می کرده.

    بعضی وقتا با خودم فکر می کنم که چه علاقه هایی داشتم و اصلا سمتشون نرفتم 🙁

  • Gobbledygook

    Gibberish, also known as jibber-jabber, gobbledygook or “utter nonsense” is speech that is nonsense.

  • Tom, Dick, and Harry

    “Tom, Dick, and Harry” is a common English idiom used to refer to ordinary, unspecified, or random people. It is frequently used in the phrases “every Tom, Dick, and Harry” (meaning everybody) or “any Tom, Dick, or Harry” (meaning anybody)